با ایرانی بودن تفاوت را احساس کنید !
اول ) یه دوستی دارم هفت هشت سالی از من کوچیکتره.از وقتی که آمدم ایران شنیدم که پاشو کرده تو یه کفش که میخوام زن بگیرم ! حالا ماجرا از اونجا شروع میشه که پارسال من خودم در جواب افسردگی و غر و زرش بهش گفتم که خوب برو یه آدم پیدا کن که حرف دلت رو بهش بزنی. یه دوست دختری چیزی ! ایشون هم برای اولین بار به حرف من گوش کرد و مخ یکی از همکلاسیهای دانشگاه رو زده و یکسالی هست که با یه خانم محترمی سلام و علیک داره ! حالا مثکه در این غیبت یکساله من این سلام و علیک تبدیل به رفت و آمد شده و ایشون همزمان با تمام شدن تحصیلات عالیه در حد لیسانس در دانشگاه آزاد یکی از شهرستانهای پونزی در نقشه که بسیار هم برای خانواده اش آب خورده و رفتن به خدمت نسبتا مقدس سربازی به بیماری یک پایی مرغ دچار شده و منزل رو روی سرش گذاشته که من میخوام طرف رو بیگیرمش !
حالا من که خودم در بیست و یک سالگی ازدواج کردم صلاحیت نصیحت کردن به چنین آدمی رو ندارم اما حداقل یه چیزهایی میبینم که میفهمم کجای کار میلنگه. حالا بهش میگیم تو چه اصراری داری که زودتر ازدواج کنی.با هم هستین دیگه.یه خورده بیشتر بشناسین همدیگه رو.خودت هم یه شرایط بهتری پیدا کنی. الان نه کاری ! نه وقت کار کردنی ! نه بابای مایه داری ! با چی میخوای بری سراغ طرف.اصلا واسه چی میخوای بری الان ؟ میگه من اگه الان نرم جلو دختره چند تا خواستگار داره ! از دستم میپره. حالا شما با خودتون هزار تا فکر میکنین ! ولی جهت تنویر افکار عمومی باید بگم ایشون (یعنی این دوست من) یه پسر کاملا امروزی تحصیلکرده ، بچه ناف تهران(نه اینکه تهران جای خوبی باشه یعنی مال روستاهای حومه یاسوج نیست) در سال 1390 داره این فکر رو میکنه که دختره رو اگه نگیره میپره ! میگم مگه الکله که میپره ؟! میگه تو نمیفهمی ! الان شکاف نسلها شده 5 سال ! تو حرف منو نمیفهمی ! حالا من نمیخوام وارد بحث آزادیهای زنان و حقوق پامال شده نسوان در کشور عزیزمون و کل دنیا و مردهای نامرد بشم اما آخه اون خانومه هم خیلی خره اگه فکر کنه که با جلو رفتن زندگی با این سیستم امکان اکی شدن همه چی در آینده وجود داره.
دوم ) یه فیلمی دیدم دیروز پریروز با بازی عزیز دلم ناتالی پورتمن و عزیز دل همسر محترم آشتون کاچر به اسم No Strings Attached البته برای سومین بار.برای کسایی که ندیدن باید بگم ماجرای این فیلم ماجرای یه دختر و پسره که در نوجوانی با هم همکلاس و دوست بودن و به دلیل جا به جایی دختره از اون شهر همون موقع از هم جدا میشن.بعد از سالها که دختره در حال تحصیل در پزشکی بوده در یک مهمونی(پیژاما پارتی !) با هم روبرو میشن و احساس قدیم دوباره شعله میکشه.حالا بعد از گذشت یه سری اتفاقات پسره نصفه شب از خونه دختره سر در میاره مست پاتیل و یه رابطه روم به دیوار زبونم لال غیر شرعی اون وسط شکل میگیره که به طرفین مزه میکنه و اونا با هم قرار میذارن که با هم صرفا دوست جنسی باشن و هیچ احساس عاطفی یا حسادت یا مسایلی از این دست رو در رابطشون راه ندن و با هم این قرارداد نانوشته رو قبول میکنن.حالا این وسط آشتون کاچر عزیز عاشق ناتالی جان میشه و وقتی سعی میکنه در رابطه جلوتر از این روابط بره با مقاومت ناتالی روبرو میشه و رابطشون به هم میخوره.حالا آخرش رو تعریف نمیکنم که کسایی که ندیدن تو ذوقشون نخوره(حالا حیف که تازه فهمیدم این ناتالی جان اسراییلی الاصله و حتی اگه در مسابقات هم به قرعه هم بخوریم نمیشه باهم بریم رو تشک !)
قصدم اصلا مقایسه ای دو اتفاق با هم نیست.کسی هم منکر نیست که به هر حال اینا همش فیلمه و در عین اینکه همش تبلیغات امپریالیسم و استکبار جهانی و کمپانیهای صهیونیستیه فیلم سازی با همکاری مامور مستقیم موساد(یا موصاد)(یا شایدم موثاد) ستوان سوم ناتالی پرتمن(با نام اصلی ناتالی هرشلاگ به عبری : נטלי הרשלג ) هستش (فعل جمله یادم رفت انقدر طولانی شد جمله ! البته اینم بعید نیست از توطئه های امپریالیسم و ایادی استکباری غرب باشه که حواس منو پرت کنن که افشاگری نکنم !).آره خلاصه در آمریکا و کلا غرب و جنوب شرق(منظور استرالیا می باشد !) هستند خانواده هایی که در سال اول آشنایی دختر و پسر اصرار به ازدواج دارند و مهریه به اندازه سال تولد میذارن(تازه مال اونا سال میلادیه بدتر از ماست !!!) ولی در کل اگه بشه تفکرات یه جوون ایرانی رو با کلی ادعا که دسترسی به اینترنت 1 مگ در منزل داره و فیلمهای هالیوود رو قبل از اینکه تو "برادوی" بره رو پرده تو کامپیوترش دیده و روابط اقتصادی چین و آمریکا رو مثل کله پاچه سرد شده ظرف 5 دقیقه واست تحلیل میکنه و گوشتها رو از استخوون جدا میکنه با تفکرات یه جوون غربی مقایسه کرد هر چی با خودت ور بری نمیفهمی دلیل این دوست کوچک من برای ازدواج با دختر خانم محترمی که معتقده اگه این دوست کوچولوی ما نگیرتش ممکنه مجبور بشه به خواستگار بعدی- که میشه نوه عمه دختر خاله همسایه داداش کوچیکه زن داداش بزرگش –که هفته بعد میخواد بیاد خونشون جواب مثبت بده !
نکته ) کسی نیاد بگه این پست با پست چند وقت قبل در تعارض بود ها ! حوصله ندارم توضیح بدم. واللا !
پ.ن : اینم پوستر فیلم لئون (اولین فیلم ناتالی جان) و یه صحنه ماندگار از فیلم به افتخار عمو دامون :

این صحنه معرکه بووود :
